و اما جرقه اولیه این فناوری چگونه به وجود آمد؟
در واقع فکر اولیه این فناوری از
تجربه عملی من در دست و
پنجه نرم کردن با بیماری دیابت (مرض قند)
در سال 1994 میلادی حاصل شد. این مهم باعث ایجاد
نقطه عطفی در زندگیام شد به نحوی که تصمیم به
پایهگذاری یک فناوری کامل برای تندرستی و درمان
گرفتم. در اولین ویزیت با پزشکم, عامل بیماری عدم
ترشح مقدار لازم هرمون انسولین از لوز المعده
تشخیص داده شد. پزشک
نسخهای شامل بر چند
داروى شيميايى تجويز كرد كه نسبت قند را درخون
كاهش مىداد. اما من دارو را قبول نكردم يا به
عبارت روشنتر به تشخيص و فرآيند درمان- مبنى بر
تنظیم
مقدار قند خون با تزریق انسولین-
اعتراض كردم.
در عوض به پزشک و مشاور تغذیهای که ادعا میکرد
میتوان با رژیم غذایی بیماری را درمان کرد مراجعه
کردم. این گونه بود که با روشهای جدیدی برای درمان
دیابت آشنا شدم و عزمم را برای درمان خود جزم
کردم. کتابهای بسیاری در این زمینه مطالعه کردم و
مقالات و تحقیقات زیادی با موضوعات پزشکی, بهداری,
فلسفی و غیره خواندم تا بالاخره به این نتیجه دست
یافتم که باید عامل بیماری – نارسایی لوز المعده -
را
مورد بهبود قرار داد نه اثرات آن که کاهش انسولین
خون است. پس از 3 ماه از بكار گرفتن فناورى
تندرستى كامل من توانستم ديابت را كاملا معالجه
كنم و بهبودى خودم را باز يافتم .
فناورى تندرستى كامل به
يافتن علت بيمارى و معالجه آن مىپردازد نه درمان
نتيجه و اثر. بنابر اين مثلا در بيمارى
چاقى، فناورى تندرستى كامل از طريق يك مكانسيم
فكري باعث ميشود كه اشتهاى فرد براى خوردن كاهش
يابد و سپس ميل بيش از اندازه به غذا كه باعث چاقى
مىشود را از طريق يك مكانيسم رفتارى درمان مىكند
و در آخرين مرحله يك رژیم
غذایی
آماده مىكند و از طريق يك مكانيسم غذايى بيمارى
را درمان ميكند.شيوه
من همان روشى است كه فيلسوفها در گذشته از آن
استفاده مىكردند كه در آن سعى بر آن داشتند كه
بدن را به حالت طبيعى خود بازگردانند و بدين صورت
اوتوماتيك وار تمامى ناخوشىها از بين مىرفت.
بهمين دليل بود كه گذشتكان به اين همه بيماري كه
در حال حاضر گريبان گير مردم شده است گرفتار نمى
شدند.
دليل اين همه
بيماري كه امروزه شيوع يافته
چیست؟ انسانی که طبیعت را با استفاده غیر صحیح
آلوده کرده, خواه ناخواه به
محو کردن برنامه های
طبیعی و فطری که خدا در فکر و اندیشه او
قرار داده مبادرت ورزیده و در عوض برنامه هایی را
که با علایق و مصالح شخصیاش همخوانی دارد را در
آن قرار داده است. اینگونه بود که به جای استفاده
از منابع طبیعی به تولید داروهای شیمیایی پرداخت
که باعث ایجاد ضعف و خلل اساسی در بدن شدند. این
چیزی است که اخیرا خود پزشکان نیز به آن اذعان
کردند و حتی بسیاری از آنان نیز به دانش پزشکی
جایگزین روی آوردهاند و از تجویز داروهای شیمیایی
و حتی غذاهایی با منشا یا بسته بندی شیمیایی
خودداری میکنند.
بصورت خلاصه میتوان گفت که فناوری تندرستی کامل
معتقد است که زندگی انسان
از تمامی جوانب فکری و سلامتی ساده و روشن است
و این خود انسان است که آن را پیچیده میکند.
سادهترین برهان بر آن زندگی ساده روستاییان و
دهکده نشینان است که علیرغم زندگی بسیار ساده و
ابتدایی, از سلامت روحی و جسمی بسیار بالایی
برخوردارند. در حالی که زندگی شهرنشینان دقیقا
همانگونه که انسان میخواهد پیچیده و سخت است.
برای مثال میتوان از آبلیمو نام برد که در واقع
داروی طبیعی بیماری آنفولانزاست که اثر بخشی آن
ثابت شده اما باز هم انسان با روی آوردن به
داروهای شیمیایی بدن خود را مسموم کرده و همان
آبلیمویی که در روستا بیمار را درمان میکند در شهر
بی اثر است.
و در آخر اين فناوري منحصر به فرد
از طريق
تجربه طولاني مدت من
در حدود سى سال با پزشكان و بيمارستانها از
يك طرف و از طرف ديگر درگیری با بيماريها داشتم به
اضافه تخصص خودم در رشته اقتصاد و مدیریت اجرایی,
همچنین حضور در دوره های اختصاصی پزشکی جایگزین,
تجربه 20 ساله کار در اداره اغذیه و بالاخره
تحقیقات شخصی من در زمینه های مختلف سلامتی,
انسانی و فلسفی به دست آمده است.
همانطور که پیشتر گفته شد فناوری تندرستی کامل
یک انقلاب پزشکی در جهان
پزشکی جایگزین محسوب میشود. و این در نوع
خود نه تنها در خاور میانه بلکه در جهان بی نظیر و
اولین است, به طوری که هیچ پروژه دیگری تمامی این
خدمات را به این کاملی و یک جا ارائه
نداده است.
چاپ